خنده مشرکان به مؤمنان

سه شنبه ۲۹ بهمن ۱۳۹۸ 0 0 کلام حق پیام

بسم الله الرّحمن الرّحیم

امام خمینی رحمة الله علیه سیاستمدار بود و بر اساس اعتقادش، با شاه مبارزه و مردم را رهبری می کرد. از آغاز مبارزه با قاطعیت با شاه سخن می گفت. در مدرسه فیضیه به شاه گفت: «کاری نکن که به این مردم بگویم از کشور بیرونت کنند». هواداران شاه از این سخن می خندیدند که آخوندی در گوشه قم می خواهد شاه را بیرون کند. حتی در فرانسه اعلام کرد: «دولت تشکیل می دهم». و با ناباوری قدرت های بزرگ موفق شد به ایران بازگردد و نظام جمهوری اسلامی ایران را بنیانگذاری کند. اگر او سیاست باز بود، از اول حرف آخر را نمی زد، بلکه نان را به نرخ روز می خورد. پیغمبر صلّی الله علیه و آله و سلّم وقتی مبعوث شد، سه سال مخفیانه فعالیت می کرد. امر خدا آمد: «حالا دعوتت را علنی کن». مردم را جمع کرد و گفت: «ای مردم، به من وحی می شود. من پیغمبر خدا هستم. و اولین کسی که به من ایمان بیاورد، وصی و جانشین من خواهد بود». بزرگان مکه خندیدند و مسخره کردند. و «ابولهب» جلسه را بهم زد. شاید با خود می گفتند ما هنوز خودش را قبول نداریم، ادعای وحی می کند. هنوز جایگاه خودش روشن نیست، رهبر بعد از خودش را معرفی می کند!

منبع: کتاب خنده و گریه. ص۲۹
نویسنده: محسن قرائتی

0 نظر

ارسال نظر