image

امیدواری ناشی از ایمان در همۀ مراحل

دوشنبه ۰۶ اردیبهشت ۱۴۰۰ 0 0 کلام حق پیام

بسم الله الرحمن الرحیم

هیچوقت امید امام تا قبل از پیروزی انقلاب، و حتی قبل از این سال های آخر که اقبال مردم و توجه مردم به مبارزه زیاد شده بود، در آن سال های اختناق، کاستی نگرفت؛ همیشه به آینده امیدوار بود. این امید ناشی از ایمان است. همۀ این خصوصیاتی که من عرض می کنم، ناشی از ایمان است. ناشی از یک ایمان عمیق و قوی. یکی همین امیدواری است. من یادم نمی رورد در روز دوم فروردین که همان روز حادثۀ فیضیه بود، بعد از آن که در مدرسۀ فیضیه آن حادثۀ فجیع انجام گرفت، که طلبه ها را زدند و نابود کردند، ما در مدرسۀ فیضیه نبودیم، گفتیم برویم ببینیم چه خبر است. عدۀ معدودی که توانسته بودند از مدرسه فیضیه فرار کنند، جلوی ما را گرفتند و گفتند نخیر، باید برگردید، مدرسۀ فیضیه کشتارگاه است، دارند از بین می برند، از طلاب و رفقای خودمان بودند، ما مجبور شدیم از نیمۀ راه برگردیم و مدرسه فیضه نرفتیم. گفتیم کجا برویم. گفتیم برویم منزل امام. حدود غروب بود ایشان آماده شدند برای نماز و نماز جماعت را در حیلت منزلشان اقامه کردند، یک عده ای از طلبه ها آن جا بودند می خواستند در خانه را ببندند فکر می کردند که مزدورها ممکن است به منزل ایشان حمله کنند، ایشان گفتند که نه باید در خانه باز باشد. همه مضطرب بودند، خود من فراموش نمی کنم در نهایت اضطراب بودم. ایشان با خیال راحت با آرامش کامل با یک طمأنینۀ شگفت آور نماز مغرب و عشا را خواندند، بعد رفتند در یک اتاقی از اتاق های همان منزلی که در آن اقامه جماعت شده بود، ما هم همه رفتیم به طرف آن اتاق،.. این جمع طلاب ترسیده ی از یک حادثه بی سابقه، سابقه نداشت، اینجور بریزند جلادانه به قصد کشت طلبه ها را بزنند و روشن شده بود که دستگاه تصمیم دارد که همۀ طلبه ها را نابود کند و آن شب ممکن بود به همۀ این خانه های شناخته شده و مدارس معروف و شناخته شده بریزند، طلاب را از بین ببرند، نابود کنند، تار و مار کنند. اینجور فهمیده شده بود. در آن جمع همه مضطرب و ناراحت و ترسیده، امام ده دقیقه یا یک ربع، بیست دقیقه صحبت کردند، تمام این اضطراب ها تبدیل شد به آرامش و اطمینان، از جمله حرف هایی که من یادم هست توگوشم هست، که آن روز ایشان گفتند؛ همین بود گفتند اینها می روند شما می مانید، ایستادگی کنید، اینها باطلند.

منبع: کتاب مدح خورشید/گزیده ای از خاطرات رهبر معظم انقلاب اسلامی دربارۀ شخصیت امام خمینی رحمة الله علیه. ص41
نویسنده: سید علی خامنه ای مد ظله العالی

image

زندگی اجتماعی سالم

دوشنبه ۱۶ فروردین ۱۴۰۰ 0 0 کلام حق پیام

بسم الله الرحمن الرحیم

امام صادق علیه السلام: «اگر مردم حقوق یکدیگر را بپردازند، زندگی خوب و رضایت‌بخشی خواهند داشت.»
این حدیث به همه هشدار می‌دهد که ادای حقوق دیگران تنها یک مسئلۀ اخلاقی و انسانی نیست؛ بلکه یک اصل مهم اجتماعی است که آرامش و سلامت اجتماع در گِرو آن می‌باشد. واکنش‌های خطرناکی که بر اثر بهره‌کشی‌های ظالمانه و استثمار طبقاتی، جوامع امروز را تهدید می‌کند و آرامش را به شکل وحشتناکی بهم می‌زند، گواه زندۀ این دستور بزرگ اسلامی است؛ و تا مردم جهان حق را مساوی با زور میدانند و زورمندان از ادای حقوق واجبی که بر عهده دارند سر باز می‌زنند، هم خودشان در خطرند و هم جوامع انسانی را به خطر می‌افکنند.

منبع: کتاب یکصد و پنجاه درس زندگی. ص35
مؤلف: آیة الله العظمی مکارم شیرازی

image

زیر باران باید رفت...

سه شنبه ۲۴ فروردین ۱۴۰۰ 0 0 کلام حق پیام

بسم الله الرحمن الرحیم

چرا امامان و عالمان حقیقی دین و عارفان، از دینداری شان لذت می برند و ما، هم درست بندگی نمی کنیم و هم با همین اعتقاد نیم بند، در مواجه شدن با پدیده های تازه ناتوانیم و روز به روز خسته تر می شویم؟! این پرسش مهمی است؟ نمی دانم. فقط می دانم که باید کمی به آن فکر کنیم. حقیقت دین، نشان می دهد که نباید اشکالی در اصل دینداری باشد، پس باید به خودمان برگردیم.

منبع: کتاب رنج آدم شدن/یادداشت هایی دربارۀ دینداری و دنیای امروز. ص24
نویسنده: سید محمد سادات اخوی

image

مرگِ زیبا آرزوی من است

دوشنبه ۰۲ فروردین ۱۴۰۰ 0 0 کلام حق پیام

بسم الله الرحمن الرحیم

ای خدای بزرگی که هر نعمتی به من دادی، بزرگ بوده است، ای خدایی که بلاهای بزرگ را از من دور کرده ای، ای خدایی که به کارهای کوچک من پاداشی بزرگ عنایت کردی. از تو می خواهم تا نور هدایت را در دلم قرار دهی و مرا دوست داشته باشی، از تو می خواهم از من راضی باشی و از بهترین پاداش هایی که نزد خود داری به من بدهی و با عافیت خود همۀ بلاها را از من دور گردانی. هر کس با تو آهسته سخن بگوید، تو صدایش را می شونی، تو به راز دل همه آگاه هستی، تو بلاها را از من دور می کنی، تو با بزرگواری بندگان خود را می بخشی، از تو می خواهم که مرگ مرا زیباترین و بهترین مرگ قرار دهی. خدایا! مرا بر دین آخرین پیامبر خود بمیران، خدایا! کاری کن که در هنگام مرگ، محبت دوستان تو در قلبم باشد و دشمنی دشمنان تو را به دل داشته باشم. خدایا! مرا از کارهایی که باعث می شود عاقبت من ختم به خیر نشود، مرا دور کن! خدایا! به تو پناه می برم از این که تو مرا فراموش کنی و مرا به حال خود رها کنی، نکند من آن قدر گناه بکنم که دیگر تو مرا از یاد ببری! خدایا! از تو می خواهم که با رحمت خود تا زمانی که زنده هستم همۀ بلاها را از من دور کنی و نعمت های بی شمارت را به من ارزانی داری، بین من و گناهان فاصله بیندازی و دعاهای مرا مستجاب کنی که تو خودت از من خواستی تا تو را بخوانم و از تو حاجت طلب کنم، اکنون من تو را می خوانم، منتظر هستم تا جواب مرا بدهی، ای که از همه برای من مهربان تر هستی. از تو می خواهم تا در این لحظه به من نظر رحمت کنی و از من راضی و خشنود شوی. نظر رحمتی که بعد از آن دیگر هرگز از من روی برنگردانی! بارخدایا! من از شر گناهان خود به سوی تو پناه آورده ام، مرا پناه بده! من پشیمان هستم و برای توبه آمده ام، پس توبه ام را قبول کن، من درِ خانۀ تو به هزاران امید آمده ام، پس امیدم را ناامید مکن که تو تنها امید من هستی.

منبع: کتاب با من مهربان باش/با خدای خویش اینگونه سخن بگوییم. ص34
نویسنده: دکتر مهدی خدامیان آرانی

image

شعب ابیطالب

سه شنبه ۲۶ اسفند ۱۳۹۹ 0 0 کلام حق پیام

بسم الله الرحمن الرحیم

-خرید و فروش با محمد و یارانش، ممنوع.
-رفت و آمد و معاشرت با محمد و یارانش، ممنوع.
-ازدواج با یاران محمد، ممنوع.
-طرفدارای از هواداران محمد، ممنوع.
همه امضا کردند. همۀ بزرگان قریش. می‌خواستند عرصه را بر او و همراهانش تنگ‌تر کنند. سه سال، این کارشان شده بود. اگر آنها می‌آمدند جنسی بخرند، یک نفر یکدفعه می‌آمد و آن را گران‌تر می‌خرید. اگر هم می‌خواستند چیزی را بفروشند، یک نفر پیدا می شد که همان جنس را ارزان تر عرضه کند. سه سال تمام کارشان شده بود همین.

منبع: کتاب پیامبر/گوشه‌هایی از حیات نورانی رسول اعظم صلوات الله علیه و آله. ص۲۸
به همت: محسن حدادی